می خواهم داد بزنم .سکوت من قابل بخشش

نیست......سپاس گزارم که در کنارمی. احساست می کنم ...حالا دیگر واقعا احساست می کنم .

 

این اولین بار است که به روی خودم آورده ام در یک جایی غیر از خلوتم که تو نیستی !و اولین بار

در یک جایی غیر از خلوتم افتخار می کنم که تو هستی !!!!!!!!و من دختر عزیز تو.چقدر از داشتنت خوشبختم .

 

حالا یک چای بریز و تعریف کن ...تعریف کن چرا من اینهمه ساده لوحانه احساس می کردم

 ندارمت؟

 !!!چقدر خوشبختم .روسری ات عطر خوبی می دهد .

لینک
دوشنبه ۸ بهمن ،۱۳۸٦ - atieh

       

خدا بهتر می داند ....شاید آن روز که بفهمد دیگر دیر باشد !

و این هم سکوت !

لینک
دوشنبه ۸ بهمن ،۱۳۸٦ - atieh