آخرين عاشقانه های ري را |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
آشفته ام .
شايد اين بار بدانم چرا!
حالا ديگر کم تر می نويسم!
فکر نمی کنم!
سکوت من حماقتی است که قابل بخشش نيست!
اين من نيستم که می نويسم
دستهای منند ،که مال من نيستند.
تمام حرفهايی که اين همه سال با خودم نوشتم
گم شده اند.
آشفته ام
اين بار ميدانم چرا!
غروب است
و من نمی دانم
چرا حرفهای دلم را اينجا می نويسم!
چه قدر بد!
هيوا ميگويد
بهانه مگير! من تمام بهانه هايت را گرفته ام.
اما من هنوز پر از بهانه ام
بهانه برای گريستن!
برای دلتنگی!
خسته بودن!
توقف!
باور نمی کنی چقدر کودنم!
۱۰۰بار از يک خيابان گدشته ام و باز گم می شوم!
هنوز بلد نيستم قرمه سبزی بپزم!
هنوز قطعه و رديف عزيز ترين کسم را نمی دانم!
هنوز هم يک تلنگر کافيست تا اشکم را در آورد!
هنوز هم محکوم می شوم اگر کمی فن بيان داشته باشی!
زود باورم!
هنوز هم!
عطيه!
| لینک | سهشنبه ٤ اسفند ،۱۳۸۳ - atieh |

